تبليغاتX
پرتو اندیشه
پرتو اندیشه
دست نوشته های بچه های اندیشه 
قالب وبلاگ

مگر می توان زبان به غیر مدح تو گشود؛ مگر به زبانی که در دخمه های کفر آلودِ کلام خزیده باشد. ژرفای اقیانوس وجودت را کدام قطره تواند انکار کرد، مگر قطره ای که در وجود بی مقدار ِ خویش غرق گشته و جز در حبابِ گردِ خویش سیر نمی کند.

نام تو بردن ای هادی نقی! از نغمه هزاران قـُمری مطلوب تر به قلوب است. چرا که نقی، همان موسیقی نغز و ناب و بهترین القاب است برای گوشی که شنیدن بداند و برای شعوری که به قله­ی ادراک صعود تواند.

نام شیرینت، نور کلامت، گنجینه­ی علمت و پاکی وجودت، اگر شیفته ام نکند و اگر شیفته شان نکند در انسانیتم و انسانیتشان، شک بردن ضلالت نیست. ای مقدس ترین انقلاب هدایت از آغاز امامت، ای هادی هدایت! و ای مقصد تیر های حسادت! مگر خواهم گذارد و مگر آتشفشان غیرتم اجازه­شان خواهد داد که روح پاکت را به سهم وقاحت خویش هدف قرار دهند ؟!مگر خواهم گذارد آنان که با بلندی زبانشان، کوتاهی ادراکشان را اقرار کردند، تو را به سخره گیرند؟! مگر لال باشم که سخن در حلقه­ی حلقم مرداب شود و گردباد کلام با طوفان خویش بساط متعفّنشان را در هم نریزد!

تو بگو ای مظلوم ِ همیشه­ی تاریخ و ای محبوس زندان های جور! و اینک ای مظلوم ِ ظلم کده های مجازی! چگونه دست رد به سینه­ی سرخ اشکم توانم زد؟!

با که بگویم از تو ای زاده­ی پاکی وپاک شده از رجس ! ای عظمت غرور آفرینم! ای فخر شیعه ای علی نقی! ای کسی که دشمنانت در همیشه­ی دالان تاریخ از جام شقاوتمندی بسی نوشیده اند. آنان که در گوشه­ی تنهایی ملال آور خویش نشسته اند و با سر پنجه های کثیف و ناتوان خویش، از تو انچه را می نویسند که از پستی ادراکشان می تراود. انان چه می فهمند که تو حتی بر شفای قلب های گندیده شان هم قادری؛ چه می فهمند که نام تو چشمه­ی خشکیده­ی چشم ها را بارور می کند و به تلاطمی اقیانوسی وا می دارد؛ چه می فهمند که دامان تو را داشتن یعنی در پناه خدا بودن؛ و انان همچنان نخواهند فهمید، چرا که مشعل های هدایتت را چون کرم هایی در زیر خاک های مرطوب و سنگین ِ حیات ِ مرگ­آلودشان گم کرده اند.انان که در لابه لای تمدن ِاز درون پوسیده­ی خویش می لولند و چشم هایشان کور است از دریافت حقیقت.

حقیقتی که چون قطار به پیش می رود و هر کوته­فکری که سنگش بزند، وقتی به خود آید که سنگِ توهینش پس از رسیدن به ان قطار نور، با سرعت بازگشته و پیشانی خیالش را شکسته باشد خیال کرده اند اگر توانشان را بر سر گنبدت خراب  کنند یا هر لحظه بر تقدس شما بتازند، مسلمان به زیر چتر عادت فرو خواهد نشست و پا به زیر هجوم این باران های سیاه نخواهد نهاد.

گمان می کنند مسلمان پشت پرده ی سکوتش نشسته و انگشت نمی گزد و به پایان صبرش نمی اندیشد. گمان ِ باطلشان بر آبی است که خانه های سست بنیادشان را بر ان استوار کرده اند. خیال کرده اند ایستاده ایم تا چون عقرب نیشمان بزنند و بر سرشان سنگ نمی کوبیم. قسم به جان تو اماده ام تا توان بر گیرم، چکمه های جهاد به پا کنم و با تیشه­ی غیرتم، کوه غرورشان را غبار زیر پایت کنم.

اللهم عجل لولیک الفرج...

نویسنده : زهرا قنبری

[ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 ] [ 22:4 ] [ اندیشه1 ] [ ]
 صهیون پژوه.
 
دوستان عزیز! به مظلومیت ولی شیعه که این بحث را باید جدی بگیریم/با اتکا به توان نیروهای متعهد و باسوادحزب اللهی می توان برنامه های راهبردی وکارهای فرهنگی متعددی راآغاز کرد،حتی بانوشتن یک خط در نشریات یا سایتها وهمچنین با ازدیاد جمعیت خانواده خود و تشویق دوستان به ازدیاد جمعیت و روشنگری در محافل خانوادگی و دوستانه و علمی! چرا دولت و مجلس بطور جدی وارد عمل نمی شوند! چرا حوزه و دانشگاه این خطر راهبردی را نمی فهمند و اقدام عملی جدی نمی بینیم؟ چرا سکوت؟! جوابی به نسل های آینده بشر و مسلمین و اولیای حق داریم؟
 
نتیجه تداوم سیاست های اشتباه:
فاجعه جمعیتی ایران در راه است / ایران 31 میلیونی!
بر اساس سناریو رشد پایین جمعیتی که سازمان ملل متحد در سال 2010 منتشر کرده است اگر ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتی بپردازد و برنامه ای برای تعادل آن نداشته باشد در 80 سال آینده جمعیت 31 میلیونی را تجربه خواهد کرد که 47 درصد آن را افراد سالمند بالای 60 سال را در برمی گیرند و این درحالی است که در خاورمیانه کشورهای عربستان و قطر دارای بیشترین رشد جمعیتی در میان سایر کشورهای منطقه هستند.
به گزارش پایگاه 598، یکی از مقوله های بسیار مهمی که در حال حاضر مورد بحث و ارزیابی است ضریب رشد جمعیتی و نسبت آن به توسعه اقتصادی در کشورهای جهان است.بر اساس تحقیقاتی که صورت گرفته است در آینده کشورهای که دارای نیروی کار متخصص و فعال باشند می تواند مدیریت آتی جهان و یکی از مدیران اجرایی قوی آن باشند.چرا نتایج به دست آمده از آمارهای جهانی رشد جمعتی در بسیاری از کشورهای جهان پائین آمده و به سمت طراز منفی در حال حرکت است که البته ایران نیز از این داستان مستثنی نیست.

از مهمترین مزایای رشد جمعیت که می توان به آن اشاره کرد:

*افزایش بهره وری عوامل تولید به خصوص نیروی کار
*تحول ساخت اقتصادی کشورها
*تحول ساخت اجتماعی
*گرایش برای به دست گیری منابع اولیه و مواد خام و کالاها در سطح بین الملل
*و مهمترین آن محدود شدن رشد اقتصادی به یک سری از کشورهای خاص است.

ایران 31 میلیونی در راه است!

ساختار کلی جمعیت همانند یک اندام واره است که باید تمام بخش های آن دارای تعادل و پویایی باشد و نمی توان یک وضعیت ثابت را برای آن یک امر ایده آل تعریف کرد.

بدین منظور است که باید به صورت مداوم پویایی و تحولات اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و در صورتی که مطالعات احتمال خارج شدن جمعیت از حالت تعادلی را نشان دهد سیاست های حمایتی باید اعمال گردد.

ایران در بازه سال های 65 تا 68 دارایی یک رشد جمعیتی چشمگیر با میانگین باروری 6/1 بود که این امر موجب گشت تا افرادی خطر انفجار را برای ایران گوش زد کردند و دولت وقت نیز در راستای همان کنترل جمعیتی با بسیج کردن تمام دستگاه های تبلیغاتی و اجرایی کشور در مدت زمان 65 تا سال 71 توانست خطر انفجار جمعیتی را کنترل کند و رشد جمعیتی ایران را به حد متوسط جهانی برساند اما آن چیزی که مدیران به آن توجه نکردند بودند حرکتی انقلابی در خصوص کنترل جمعیت بود و این تندروی در این مسئله موجب شد تا صاحبنظران در زمینه رشد و جمعیت با ابراز نگرانی از تندروی دولت وقت در کنترل جمعیت خواستار تجدید نظر سیاست های جمعیتی کشور شوند چرا که میزان باروری 6/1 در سال 65 به 1/8 برسد و ادامه این روند موجب خواهد شد که ایران در بلند مدت با طراز رشد جمعیتی منفی مواجهه شود.

در حال حاضر متوسط نرخ رشد در جهان که برای جلوگیری از منفی شدن طراز جمعیت 2/1 است که این امار در ایران 1/8 درصد گزارش شده که حتی در برخی منابع از رشد پایین تر 3/1 درصدی نیز آمارهای ارائه شده است.

بر اساس سناریو رشد پایین جمعیتی که سازمان ملل متحد در سال 2010 منتشر کرده است اگر ایران به همین صورت به ادامه جایگزینی جمعیتی بپردازد و برنامه ای برای تعادل آن نداشته باشد در 80 سال آینده جمعیت 31 میلیونی را تجربه خواهد کرد که 47 درصد آن را افراد سالمند بالای 60 سال را در برمی گیرند و این درحالی است که در خاورمیانه کشورهای عربستان و قطر دارای بیشترین رشد جمعیتی در میان سایر کشورهای منطقه هستند.

ایران در حال حاضر نیز جز 10 کشور است که به سرعت به سمت کهن سالی در حال حرکت است و در جایگاه ششمین کشور جهان قرار دارد که افراد آن به سن پیری می رسند.

ایران در بیست سال آینده وارد فاز اول سالمندی جمعیتی خواهد شد و در ده سال آتی نیز فاز دوم سالمندی را تجربه خواهد کرد.

نکته حائز اهمیت در خصوص کاهش جمعیت که باید بدان پرداخت ، برنامه ریزی است که از سوی سیاستمدارن و استراتژیست های امریکایی و اروپایی برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران ریخته شده است.

برژنسکی سیاستمدار کهنه کار امریکایی و مشاور سابق امنیت ملی امریکا در مصاحبه ای که با روزنامه وال استریت ژورنال در مارچ 2009 داشت در خصوص تغییر جمعتی ایران نکته ای را عنوان کرد که ابعاد بسیار گسترده ای دارد. وی در این مصاحبه گفته بود:«از فکر کردن به حمله پیش داستانه علیه تاسیسات هسته ای ایران اجتناب کنید و گفتگو ها با تهران را حفظ کنید،بالاتر از همه بازی طولانی مدتی را انجام دهید چون زمان و آمارهای جمعیتی و تغییر نسل در ایران به نفع رژیم کنونی نیست»

لذا باید تاکید کرد که کاهش جمعیت در ایران کابوس تلخی است که در حال شکل گیری است.
کاهش جمعیت و جایگزینی آن در کشور نه تنها در حوزه اقتصاد ضربات سنگینی را وارد خواهد کرد بلکه در عرصه امنیتی و نظامی و سیاسی نیز کشور را با مشکل مواجهه خواهد ساخت.

از یک سو جمعیت سالمند کشو در حال افزایش است که این امر موجب خواهد شدکه چتر حمایتی دولت در خصوص بیمه بازنشستگی،تامین اجتماعی و... افزایش یابد که به معنای باری مضاعف بر دوش بخش اقتصادی دولت است که با وجود 47 درصد سالمند در 80 سال آینده بخش عظیمی از قوای اقتصادی کشور مصروف تامین هزینه های حمایتی مذکور خواهد شد.

این نکته را نیز باید مورد توجه قرار داد که پایین آمدن نرخ رشد جمعیتی به معنای کاهش نیروی کار است و این به معنای وارد کردن نیروهای کار و تکنسین ها از سایر کشورهای جهان است که خود راه دیگری برای گسترش فرهنگ بیگانه در کشور خواهد بود و علاوه بر این نکته باید به خروج ارز و تبعات اقتصادی آن نیز توجه کرد.

به هر صورت روند فعلی جایگزینی جمعیتی در کشور به هیچ عنوان-با تاکید باید گفت-به هیچ عنوان راضی کننده و منطقی نیست و باید دولت از بسته های تشویقی خود در این زمینه استفاده کند هر چند در نگاه کلان تر تنها استفاده از مشوق ها نمی توانند کار ساز باشند و باید مدیران اجرایی با همت و کار بیشتری زمینه های رفاهی،اجتماعی،اقتصادی را در سراسر کشور به وجود آورند تا دیگر بهانه ای از سوی خانوار های برای کنترل دورنی موالید وجود نداشته باشد.چرا که نمونه های نامتوازن تشویقی دولت های نهم و دهم در این زمینه را شاهد بودیم که تاثیر چشم گیری نداشت.

دین مبین اسلام نیز خود را طرفدار جمعیت مطلوب و مناسب معرفی کرده و در قرآن کریم آیات زیادی موجود دارد که به موضوعات مهم جمعیتی از جمله ازدواج و خانواده(آیه 11سوره مبارکه شورا و 11 سوره مبارکه فاطر)کمیت جمعیت در آیات (6 سوره مبارکه نوح و 12 سوره مبارکه اسراء) کیفیت جمعیت نیز در آیات متعدد قرآن مانند (33 سوره نور،233 سوره بقره و آیه 15 سوره احقاف) پرداخته شده است که هر کدام به نوعی به مسئله جمعیت نفیاً و اثباتاً مرتبط هستند.

رهبر معظم انقلاب هم با تعدیل جمعیتی در زمان حاضر مخالف بوده و در این زمینه با مسئولین فرمایشاتی بیان داشتند.ایشان در خصوص جمعیت اظهار کردند که:«من معتقدم که کشور ما با امکاناتی که داریم می تواند صد و پنجاه میلیون نفر جمعیت داشته باشد.من معتقد به کثرت جمعیتم.هر اقدام و تدبیری که می خواهند برای متوقف کردن رشد جمعیت انجام بگیرد بعد از صد و پنجاه میلیون انجام بگیرد»

در آخر باید این نکته را گوش زد کرد که اگر روال برهمین منوال پیش رود باید تبعات سنگین اقتصادی،سیاسی،نظامی و امنیتی را در دراز مدت تمام ملت ایران بپردازند و در این قضیه تمام مردم ایران مقصرند. بهتر است که مدیران اجرایی کاری را که باید انجام دهند با جدیت بیشتری در دستور کار قرار دهند که این مسئله تبعات بسیار گسترده ای دارد.
http://www.598.ir/fa/news/51201/فاجعه-جمعیتی-ایران-در-راه-است-ایران-31-میلیونی!
 
***برخی علمای فقهی و پزشکی شیعه نیز کتاب هایی در رد نظریه غربی کنترل جمعیت مسلمین نوشتند که متاسفانه بایکوت شد، گرچه اخیرا این کتاب ارزشمند دیده شده است(کتاب رساله نکاحیه،کاهش جمعیت ضربه ای سهمگین بر پیکر مسلمین، نوشته علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی، (نشر علامه طباطبایی و موسسه ترجمه و نشر دوره علوم و معارف اسلام، مشهد جاده طرقبه، نرسیده به پمپ بنزین، امام رضا ۴۷، شماره ۱۶، تلفن ۰۵۱۱۵۵۹۲۱۲۵ وصندوق پستی ۳۵۵۹-۹۱۳۷۵.)
سایر مطالب هشدار دهنده درباره اهداف استعماری سیاست کنترل جمعیت در خبرگزاری ها:
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 21:8 ] [ اندیشه1 ] [ ]

چرابرنامه هفت، صدها نفرعلما و طلاب متخصص رسانه را نمی بیند؟

آیا تعمدی درکاراست؟ چرا این برنامه از کارشناسان جدی ومتعهد رسانه کمتراستفاده می کند؟

مسئولین غافل صداوسیما! لطفا برنامه هفت را ازسلطه بی رقیب افراد خاص نجات دهید.

برنامه سینمایی هفت باز هم (جمعه مورخه هشتم فروردین۱۳۹۱) دست گل جدیدی به آب داد. فریدون جیرانی با خنده ای استفهامی و لحنی خاص که بوی استهزا از آن می آمد، در تخاطب با اولین میهمان برنامه هفت گفت: "واقعا علما فیلم هم می بینند...!" منظورش علمایی بود که به اکران برخی فیلم های ضدفرهنگی نقد دارند. ای کاش فریدون جیرانی که در قضاوت های عجولانه وجهت دار و ضعیفش شهره آفاق است، سری به سایت دانشگاه باقرالعلوم(علیه السلام) قم و دانشکده صدا وسیما در قم و مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما و دانشگاه امام صادق (علیه السلام) تهران و سایر دانشگاه ها و پژوهشگاه های قم و تهران و مشهد و تبریز و اصفهان و ... می زد و فقط بیش از دویست عالم دین که در رشته هایی چون تهیه کنندگی و مستندسازی و ادبیات نمایشی و تاریخ و پژوهش هنر و فلسفه هنر و سینما و ارتباطات و سایر رشته های مرتبط مدارک کارشناسی ارشد و دکترای خود را گرفته اند و صدها مقاله و کتاب علمی طی ۱۵ سال اخیر به جامعه علمی و هنری تقدیم داشته اند را می دید. ای کاش در هر برنامه هفت، یکی از این بزرگواران دعوت می شدند تا این برنامه از سطحی نگری نجات یابد و در مسیر تمهید راهبرد نگاری برای سینمای اسلامی-ایرانی بیفتد. اصلا واقعا چرا برنامه هفت این سیل کارشناسان جدی را هیچ گاه به برنامه خود دعوت نکرده است.

تازه این تعداد علاوه بر بیش از چندصد نفر از علما و طلابی است که در دفتر تبلیغات اسلامی قم و اصفهان و مشهد و... و در مدرسه اسلامی هنر قم و خانه هنر مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما و جامعه المصطفی العالمیه و موسسه آموزشی-پژوهشی امام خمینی(رضوان الله تعالی علیه) قم و کلاس های آزاد هنری در شهرهای مختلف و ... دوره های نقد وبررسی برنامه های تلویزیونی و تاریخ هنر و تاریخ سینما و فلسفه هنر ار دیده اند و اکنون مشغول تحلیل و نقد تلویزیون و فیلم های مختلف و مباحث مربوطه در پژوهشکده های و دانشکده های مختلف هستند. بسیاری از اساتید دانشکده ها و پژوهشگاه هایی که نام برده شد، از این طلاب و علمای عزیز هستند که جدی و محققانه و بدن حواشی مربوط به سینما مشغول کار علمی هستند.

شایان ذکر است که بارها و بارها جدی ترین نقدهای تکنیکی و محتوایی به فیلم های پیچیده و پرمخاطبی چون ماتریکس، ارباب حلقه ها، آواتار، هری پاتر، نبرد تایتانها، اسم من خان، پسر جهنمی، مرد عنکبوتی، امگاکد، فصل جادوگر و... را از اساتید و فضلایی در قم و تهران دیده ام که آنچنان در کار خود دقیق هستند که مثلا برای تحلیل جدی ساختاری و محتوایی برخی از این آثار، بیش از سیصد ساعت وقت صرف کرده بودند و مباحثات جدی درباره تاریخ نگاری غربی ها در سینما و مباحث مرتبط با ادیان و فلسفه و تاریخ و جامعه شناسی و سینما و باستان گرایی و ناسیونالیسم در فیلم ها داشته اند و دوره های سینما را در دانشکده های مرتبط یا کلاس های آزاد سینمایی دیده اند و برخی تا پنجاه مقاله و تحلیل و نقد فیلم جدی نوشته اند و در مجلات معتبر علمی وسینمایی و رسانه ای به چاپ رسانده اند. تعداد این دوستان و مقالاتی که در ده سال اخیر نوشته اند، آنقدر زیاد است که در این بخش مجمل، قابل بیان نیست اما فقط برای نمونه ده نفر را تفصیلا ذکر می کنم: اساتیدی چون حجج اسلام و کارشناسان محترم ذیل که غالبا چند سال از دروس خارج حوزه را پس از طی سطوح عالی حوزه های علمیه طی کرده اند و علاوه بر آن در مباحث رسانه و سینما متخصص و صاحب اثرند:

- سید حسین شرف الدین (دکتری ارتباطات/ ارشد جامعه شناسی/ استاد موسسه امام خمینی و مرکز پژوهش های اسلامی صداو سیما و دانشکده های سینما و ارتباطات و جامعه شناسی/ نویسنده و منتقد سینما/ فلسفه هنر/ تاریخ سینما/ ماهیت شناسی فیلم)

- سیدحمیدمیرخندان،مشکات (دکتری ارتباطات/ نویسنده مجلات مختلف سینمایی مانند دین وسینما و رواق هنر و اندیشه/ استادنقدفیلم/حکمت هنر/ارتباطات/نظریه های فیلم در دانشکده های مختلف و پژوهشگر برگزیده در باب سینما وارتباطات)

- حسن یوسف زاده (دکتری ارتباطات/ ارشد جامعه شناسی/ استاد مدعو مراکز دانشگاهی و حوزوی/ محقق سینما و تاریخ هنر/ فلسفه هنر/ ارتباطات فرهنگی/ سکولاریسم/ تاریخ و فلسفه غرب)

- سلمان رضوانی (ارشد تهیه کنندگی/ استاد دانشکده صدا وسیما و خانه هنر و اندیشه قم و جامعه المصطفی العالمیه/ محقق فمینسم ورسانه/ دبیر دوهمایش بین المللی درباره سکولاریسم و رسانه/ مدیر سابق خانه هنر و اندیشه/ مدیر چندین پروژه جدی در باب دین ورسانه/ نویسنده و محقق تاریخ و تحلیل فیلم/ استاد دانشکده صداوسیما و جامعه المصطفی در این باب)

- احمد پهلوانیان (ارشد تهیه کنندگی/ارشد فلسفه/ استاد دانشکده صداو سیما و خانه هنر و اندیشه قم/ مدیر طرح و برنامه مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما/ منتقد و مدرس رسانه/ خبرنگاری/ تاریخ هنر/ فلسفه و حکمت هنر/ نویسنده مجلات مختلف)

- سعید ارجمندفر (ارشد دین شناسی/ منتقد سینما/ محقق مسیحیت و یهودیت در هالیوود/ مدرس آخرالزمان در رسانه/ شرق گرایی رسانه ها/ نویسنده مقالات علمی در این باب/ استاد موسسه امام خمینی و جامعه المصطفی العالمیه)

- وحید حیاتی زاده (ارشد تهیه کنندگی/ نویسنده مباحث سینمای پست مدرن/ منتقد و تحلیل گر سینما/ پژوهشگر رسانه/ استاد دانشکده های ارتباطات وسینما/ محقق تاریخ سینما/دبیر مجله رواق اندیشه و هنر)

- غلامرضا یوسف زاده (محقق و نویسنده مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما درباب فیلمنامه نویسی/ انواع روایت ها در سینما/ ماهیت ژانرهای سینمایی/ نویسنده کتاب "درآمدی بر روایت دینی در سینما وداستان")

- مهدی داوود آبادی (استاد فیلمنامه نویسی در دانشکده صدا و سیما و مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما/ نویسنده کتاب "درام و بن‌مايه‌هاي مهدوي"/ پژوهشگر تاریخ و تحلیل روایت دینی در سینما و آخرالزمان/ نویسنده و مشاور فیلمنامه های مختلفی که تبدیل به فیلم شده اند)

- ابراهیم فیاض (دکتری مردم شناسی/ اندیشمند حوزه علم دینی/ استاد دانشگاه تهران و سایر مجامع حوزوی و دانشگاهی/ محقق و مدرس جامعه شناسی هنر، سینما، فلسفه هنر، تاریخ هنر، حکمت هنر)

- البته اگر بخواهم دوستان و اساتیدی چون دکتر هادی صادقی(مدیر پیشین مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما و استاد و نویسنده فلسفه و کلام و ادیان ورسانه) / حسام الدین آشنا(دکتری ارتباطات، استاد دانشگاه امام صادق علیه السلام، محقق سینما وهنر، مدرس حکمت سینما و نظریه های ارتباطات، نویسنده مقالات متعدد در این باب) / سید رضی موسوی(دکترای فلسفه هنر و استاد دانشکده صدا سیما و محقق تاریخ هنر و معماری وسینما) / کریم خان محمدی(دکترای فرهنگ و ارتباطات، محقق مرکز پژوهش های اسلامی صدا وسیما، نویسنده تاریخ و تحلیل سینما ورسانه) / سیدمجتبی سیدسلیمانی(منتقد سینما، استاد حوزه ودانشگاه، محقق آخرالزمان ورسانه و فیلم) / دکتر ابراهیم شفیعی سروستانی)محقق و طراح وبرنامه ریز رسانه و غرب شناسی/ سرکار خانم بیات(فیلمنامه نویس، محقق و استاد حوزه و دانشگاه) / علیرضا پویا(دکتری فرهنگ و ارتباطات، از مسئولین سابق مرکز پژوهش های صداوسیما، کارشناس ارشد برنامه های تلویزیونی) / سرکار خانم خزائلی(مسئول واحد رسانه جامعه الزهرا(علیها السلام) حوزه علمیه قم،محقق فیلمنامه نویسی و سینما ورسانه) / محمود علی پور(ارشد تهیه کنندگی، منتقد و محقق سینما و رسانه و ادیان و تاریخ) / محمدجواد عرب سالاری(محقق دین ورسانه، نویسنده در باب فیلم و آخرالزمان و یهودیت و مسیحیت و ارشد ادیان شرقی) / سیدحمیدرضا قادری (مترجم دانشنامه دین،ارتباطات و رسانه،دکترای پزشکی،محقق مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما، منتقد و تحلیل گر فیلم و رسانه) / علی قهرمانی(منتقد سینما، محقق ادیان ورسانه، نویسنده در باب عرفان و رسانه وفیلم های معناگرای غربی و شرقی) / محمد سعید قشقایی (ارشد تهیه کنندگی، منتقد سینما و کارشناس ادیان شرقی در سینما) / محمد حسین فرج نژاد(منتقد سینما، مدرس حوزه و دانشگاه، پژوهشگر تاریخ و فلسفه سینما و هنر و ادیان) / سید علی آتش زر(محقق و مدرس نقد فیلم، تاریخ سینما و نویسنده تحلیل برنامه های تلویزیونی) و... و ... را بشمارم این سیاهه بسیار مجال می طلبد که بهتر است به فرصت دیگری موکول شود. نتیجه کار این دوستان برای آنان که چشم بازی در مجلات تخصصی رسانه وسینما دارند، قابل مشاهده است و آثار عینی تر و بیشتر نیز در آینده نه چندان دور افزون تر از قبل، خود را نشان خواهد داد.

چرا به قضاوت های غیرعلمی و سست فریدون جیرانی نقد دارم؟!

واقعا متاسفم فردی چون فریدون جیرانی در این برنامه اینقدر اختیارات دارد. تا حدی که بارها و بارها خودش گفته است که خودم صحنه را کنترل می کنم و از پشت صحنه هیچ چیزی به من نمی گویند! فردی که در مباحث سینما ورود تکنیک زده و تجربی دارد و البته در جهت گیری فلسفی وفکری همین تجربیاتش، بسیار قابل نقد است، ولی مطمئنا در مباحث برنامه ریزی راهبردی رسانه و سینما و تحلیل محتوا و شناخت اهداف آثار شاخص سینمایی و نقد فیلم جامع، چندان تبحر جدی ندارد و افراد زیاید هستند که شانیت اداره و راهبری این برنامه را دارند. بسیار واضح است که توجه وی به فیلم وسینما، صرفا تکنیک زده و مبتنی بر تجربیات غربی ها از سینماست و چندان روحیه پژوهشی در باب حکمت و فلسفه و نقد فیلم و شناخت محتوای آثار سینمایی و سواد رسانه ای و طراحی استراتژیک رسانه ندارد. واقعا انصاف است که او اینقدر اختیارات در این برنامه مهم داشته باشد؟ واقعا از نظر مسئول شبکه سوم و ریاست سازمان، برنامه ای با مخاطب چندصدهزارتایی را باید به چنین فردی سپرد؟ در حالی که نیک می دانیم که وی نه تنها مجری، که واجد نقش بسیار تعیین کننده ای برای تعریف و اجرای آیتم های این برنامه است.

فریدن جیرانی، فردی است که گاه و بیگاه با خنده های ژورنالیستی اش، بدون اینکه استدلالی داشته باشد، طرف سخن خویش را منفعل می کند و وی را از ادامه سخن باز می دارد. فردی که تعاریفش از مدرنیته هر دانشجوی سطح پائین هنر و فلسفه و ادیان و جامعه شناسی را به خنده وا می دارد و حمایتش از عدم سانسور در سینما قابل تامل می باشد و علت یابی های اش از دلایل افول و رشد سینمای ایران و سینمای دفاع مقدس، هر مخاطبی را به تعجب وا می دارد. قطعا جیرانی ژورنالیستی سینمایی است که مبتنی بر برخی نگاه های روزنامه ای و کم عمق، در باب سینما قضاوت می کند و قضاوت هایش عالمانه و محققانه و مبتنی بر نظریات فیلسوفان هنر و کارشناسان راهبردی رسانه نیست. یادمان نمی رود تعاریف بی پایه و اساس وی در صحبت با مسعود فراستی که از مدرنیته داشت. یادمان نمی رود مباحثاتش با برخی زنان معروفه سینمای ایران در مجلات و برنامه هفت. یادمان نمی رود موضع گیری هایش درباره عالمان دین وسینما. یادمان نمی رود جانبداری هایش از فیلم غرب پسند جدایی... .

جای تاسف است که افسار مهم ترین برنامه سینمایی تلویزیون ما به دست ایشان افتاده است. واقعا باید گریید بر جامعه ای که با وجود متخصصان ارزشمند و برنامه ریزان راهبرد نویس رسانه ای، آیتم های این گونه برنامه هایش در اختیار برخی بازیگران غربزده و معروفه و نویسندگان ژورنالیست مجلات غربگرا و غیرعمیق سینمایی است که با عکس های برخی بازیگران نان می خورند و متخصص تبلیغ فیلم های خاص هستند. ای کاش مسئولین صدا و سیما کمی به فکر عاقبت خود و مردمی که مخاطب چنین برنامه ای هستند، نیز بودند. البته خدا را شاکرم که بسیاری از مردم و دانشگاهیان و حوزویان، این مطالب را متوجه شده و متذکر می شوند. امیدوارم که پس از این تذکرات، این قبیل برنامه ها سر و سامان بهتری بگیرد و تبدیل به برنامه ای در مسیر اعتلای سینما وفرهنگ ایران اسلامی شود. قصد ما توهین به آقای جیرانی و هیچکس دیگر نبوده و نیست و تلاش بر این بوده است، واقعیتی که باید گفته می شد، پس از چندین بار تذکر غیرمستقیم و شفاهی به مسئولین صدا وسیما، در منظر عمومی بگوئیم. به امید غلبه حق مدران.

همچنین در نقد برنامه هفت بخوانید: نامه بیش از بیست رسانه انقلابی خطاب به عزت الله ضرغامی در نقد برنامه هفت و موضع گیری های شبه روشنفکرانه مجری و اتاق فکر این برنامه: زمینه را برای مناظره نمایندگان جبهه فرهنگی انقلاب با دست اندرکاران هفت فراهم کنید.

[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:42 ] [ اندیشه1 ] [ ]
 

مقام معظم رهبری به صدا و سیما سفارش می کند که این رسانه باید نمود دین و اخلاق و امید و اگاهی باشد اما متاسفانه ان چیز که در عمل می بینیم حرکت در خلاف جهت این پیام است

 تلویزیون عملا به تریبونی برای شکوه ی بازیگران از محدودیت های دینی در سینما و تلویزیون تبدیل شده. یکی از سانسور به خاطر بد حجابی در فیلم گلایه می کند؛ دیگری اعتراض می کند که در فیلم ها پدر نمی تواند دخترش را در اغوش بگیرد ان یکی می گوید بازیگران ما به خاطر همین محدودیت هاست که از هالیوود عقب ترند. بعضی ها هم از حذف شدن صحنه های زننده ی فیلم هایشان شکوه می کنند و همه ی این حرف ها باید از زبان کسانی در صدا و سیما مطرح شود که قبلا تلویزیون انها را برای بچه های ما به بت تبدیل کرده است. (این گفته ها در حالی است که عده ای از خود اهالی سینما به فساد موجود در سینما اذعان کردند حالا باید دید اگر همین یک ذره محدودیت هم برداشته شود سینمای ما به کجا می رسد.)

 از یک طرف جمعی از استادان حوزه و دانشگاه نامه ای انتقادی در اعتراض به محتوای فیلم ها و سریال های تولیدی تلویزیون می نویسند از طرف دیگر صدا و سیما از برنامه های خود تجلیل می کند و با دهن کجی سریال مسیر انحرافی را روی انتن می برد. سریالی که از ساخته های پیشین تلویزیون هم گستاخ تر است و همه ی خطوط قرمز را می شکند؛ سریالی که با حرف ها و شوخی های زننده و حرکات زنانه، قست جلب مشتری دارد؛ سریالی که از هیچ توهینی به قشر مذهبی فروگذار نمی کند و دلغکی لجباز ، لاف زن ، متحجر ، ریاکار در فیلم می سازد به عنوان نماینده ی متدنین.

و حتی پا را فراتر از این هم می گذارد و به نهاد های نظام مقدس جمهوری اسلامی به طور اشکارا توهین می کند.

ایا این است حرکت در جهت رشد دین و اخلاق و امید در جامعه ؟!!!!

واقعا این طور می خواهند الگو ساز رسانه ای اسلامی برای دیگر ملت ها باشند؟!!!

ایا قرار است در ترویج ابتذال با شبکه های ماهواره ای رقابت کنند؟!!!

 

 امریکا سریالی می سازد به نام لاست و با تمام وجود در ان از ایدئولوژی های پوچ خود دفاع می کند، رسانه ی ما نیز لاست را بازسازی می کند و لاست ایرانی می سازد اما اینبار به جای دفاع از ارمانهای انقلاب و دین به تخریب روی می اورد و دین و اخلاق و امید و اگاهی را زیر پا می گذارد.

ای کاش روشنفکران در سینما و صداوسیما که در هر چیزی از غرب تقلید می کنند، در این مسئله غرب را الگوی خود قرار می دادند و تولیدات خودشان را در جهت دفاع از نظام اسلامی می ساختند همانطور که تولیدات رسانه ای غرب همگی در حمایت از نظام سرمایه داری است.

-------------

پی نوشت 1:حداقل ای کاش سریال طنز در ایام فاطمیه پخش نمی شد.

پی نوشت 2: این هم نقد دیگری از سریال که به نکات قابل توجهی اشاره کرده.

پی نوشت 3: تا کی قراره نماد های مذهبی سوژه ی تحقیر سریال های صدا و سیما باشد. چادر به الت قتاله تبدیل شود یا نماد فقر و بدبختی گردد و تیپ مذهبی برای یک مرد یا نماد انسان ریا کار و متحجر شود یا هیئت تجسم شیطان باشد

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 21:54 ] [ اندیشه1 ] [ ]
 

این داستان را در وبلاگ ضد خبر خواندم دیدم حرف دلم را زده، گفتم شما را هم بی نصیب نگذارم:

 

معلممان امروز با یک کت شلوار نو آمد سر کلاس و یک گل هم روی یقه کتش بود صورت را 7 یا 8 تیغه کرده بود سیبیل و موی خودش را به رنگ شماره 1 پر کلاغی رنگ کرده بود کلا در فلان جا عروسی بود !

روی تخته عکسی را نصب کرد و با خنده نشست روی صندلیش.

 

آن مرد اخمو که تا به حال نمی خندید شاد بود! داستان چیست؟

یکی از بچه ها پرسید: آقا این عکس چیست روی تخته؟

معلم با لبنخد و با غرور جواب داد: این عکس یک ایرانی واقعی و یک مرد با صلابت و فکور، دانشمند، علامه، خوش تیپ، با فرهنگ و آزاد اندیش است.

احمد از ته کلاس پرسید: یعنی کی آقا؟

معلم لبخندش را قورت داد و گفت بچه این اصغر فرهادیه .... نمیشناسید .....

بچه ها همه با تعجب گفتند: نه!!!

معلم که ناراحت شده بود دفتر حضور و غیاب را باز کرد و می خواست شروع کند ..... که جواد از ته کلاس پرسید: آقا این اصغر خان چیکار کرده؟

معلم خرکیف شد و گفت:پسرم ایشون نام ایران را بلندآوازه کرده است.

بچه ای از سمت راست کلاس پرسید: یعنی مدال آورده؟

معلم گفت: بالاتر عزیزم! ایشون اسکار گرفته است.

بچه ها حال کردن گفتند: از کجا آورده؟

گفت: از آمریکا ...

معلم بلند شد چند قدمی زد و گفت: این مرد یک اسطوره است تمام هستی خود را برای ایران داده.

محمد از ته کلاس گفت: یعنی شهید شده است؟

معلم گفت: نه پسرم این اسطوره زنده است.

یکی از بچه ها گفت: خوب شهدا هم زنده هستند.

معلم که کم کم داشت عصبی می شد گفت: این چرت و پرت ها قدیمی شده باید به فکر دموکراسی بود!

یکی بی اجازه گفت: دموکراسی در فیلم می شود؟

معلم که آمپرش روی نود در صد بود گفت: هر چیزی می تواند نشانه دموکراسی باشد ندیدی جناب استاد فرهادی گفت: ما عاشقان دموکراسی و آزادی هستیم. پس او اسطوره زنده ماست.

نوه یک شهید گفت: اصغر آقا ترکش خورده یا چند گلوله برای آزادی ملت ها شکلیک کرده است؟

معلم که عینکش را برداشته بود گفت: او با قلمش می جنگد.

و من با صدای رسا گفتم: ببخشید آقا کدام قلم؟

معلم با عصبانیت گفت قلم آزادیخواهی و اینکه بفهمانی دیکتاتوری نمی ماند و غبار دیکتاوری ایران را گرفته ....

یکی از بچه ها بی مقدمه گفت: آقا بوسیدن زن ها حرام است؟

معلم آب دهنش را قورت داد و گفت: در عصر امروز ما این چه حرفی است؟ استاد فرهادی باید نشون بده ما صلح طلبیم بوسیدن قهرمان هم خیلی خوبه.

محمد گفت: آقا راست میگه بچه ها مادر بزرگم وقتی داشت خواهر زاده شهیدش رو می بوسید گفت: دارم یک قهرمان رو میبوسم.

معلم که دست پاچه شده بود گفت: مهم اینکه نام ما رو بلد آوازه کرده است هر جوری باشه ......

فریبرز گفت: ولی احمدی روشن هم یک قهرمان ملی بود ......

معلم با یک هوار حرفش را قطع کرد و گفت: ما انرژی هسته ای نمی خایم ما نفت داریم.

سکوتی مهیب کلاس را گرفت و معلم با بغضی همراه با عصبانیت گفت: امروز چی داریم؟

داوود با صدای آرام از نیمکت اول گفت: املا آقا معلم!

معلم گفت: برگه ها روی میز .... بنویسید.... اصغر فرهای یک ایرانی واقعی و ملی است .....

آن روز همه بچه ها برگه ها را سفید تحویل دادند.

 

[ سه شنبه شانزدهم اسفند 1390 ] [ 14:58 ] [ اندیشه2 ] [ ]
 

همانگونه که در راهپيمائی ۲۲ بهمن سيلی به صورت

استکبار زديم، به ياری خداوند در روز ۱۲ اسفند سيلی

سخت تری به چهره استکبار خواهيم زد ...

 

انتخابات

[ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ 11:17 ] [ اندیشه2 ] [ ]

همسایه سایه­ات به سرم مستدام باد              لـطفت همیشــه زخــم مرا التیام داد

وقتی انیس لــحظه‏ی تنهایـی‏ام توئـی             تنها دلیل اینکه من اینجایی‏ام، توئی

 

سلام همسایه!

در جوار تو زندگی کردن، خود یک لوح افتخار است و باید بر خود ببالیم که همسایه­ای چون تو داریم.

سلام ای بانوی کریمه!

کرامتت را سالیان سال چشیده­ایم وهمواره جیره­خوار سفره­ی پر برکت تو هستیم.

سلام بر تو ای اخت الرضا!

خوشا به حال حسین که خواهری چون زینب داشت و خوشا به حال رضا که خواهری چون تو معصومه دارد.

سلام بر تو ای فاطمه­ی اطهر!

هر کس دلش گرفت و خواهان زیارت مادرت در مدینه شد، می­آید و تو را به نیت مادر صدا می­زند.

سلام ای عمه­ی سادات!

تو همچون زینب عمه­ی ساداتی، ندیده؛ داغ فراق برادر تو را از پای درآورد و امان از دل زینب که با دیده­گانش دید داغهای پردرد کربلا را.

سلام ای دخت باب الحوائج!

که تو هم درِ حاجات مایی و این را از پدرت به ارث برده­ای.

سلام یا نعم الجار!

که تو چه خوب همسایه­ای هستی برایمان و ما چه بد همسایه­ای. و تو خوب می­دانی حق همسایگی را بر همسایه.

خوش آمدی ای بانو! که با ورودت به قم، شهر را پر از تلألؤ نور کردی...

و خاکش آن موقع مقدس شد که تو بر روی آن پا نهادی...

و سلام بر تو ای که حریمت حریم آل طه است و آنان همه بر این حریم نظر دارند...

خانم جان!

همچون گذشته از تو یک درخواست دارم چون شنیده­ام برات کربلا به امضای تو و برادرت می­رسد، پس بده براتم را...

امضای تو نه فقط برای خوبان است که می­دانم تو پای گذرنامه­ی گنه­کاران را هم امضا می­کنی...

 

السلام عليك يا بنت وليّ الله

السلام عليك يا أخت وليّ الله

السلام عليك يا عمة وليّ الله

السلام عليك يا بنت موسى بن جعفر و رحمة الله و بركاته...

 

[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 11:30 ] [ اندیشه2 ] [ ]
برای دانلود اینجا کلیک کنید 

این کلیپ یک فیلم اسلام ستیز مربوط به سال 2009 است که در آن به مردم اروپا و آمریکا در مورد کاهش جمعیتشان و افزایش جمعیت مسلمانان جهان هشدار داده می شود .

با دیدن این فیلم، پروژه ی ننگین کنترل جمعیت در کشور های اسلامی ( و در مقابل تشویق مردم اروپا و امریکا برای زاد و ولد هر چه بیشتر با دادن امکانات برای هر کودک متولد شده ی غربی) برای ما روشن می شود. که البته این پروژه سالیان درازی است که در برنامه های اسلام ستیزی نظام استکبار از طریق فرهنگ سازی میان مسلمانان در حال اجرا است(1) و در این رابطه به موفقیت های زیادی هم رسیده اند ، تا انجا که رئیس مرکز آمار کشورمان اعلام می کند ، رشد جمعیت ایران به 1.3 رسیده است.
 این فاجعه به این معنا است که رشد جمعیت کشورمان 0.18 کمتر از  حداقل معدلی است که بقاء یک تمدن را برای حدود 25 سال دوام می بخشد چرا که معدل کمتر از 2.11 منجر به انقراض یک تمدن می شود. و در مقابل رشد جمعیت جهان غرب در حال تعدیل است  به طوری که در سال 87 سازمان CIA حداقل نرخ رشد جمعیت کشورهای غربی را  2 اعلام می کند ، پس اکنون رشد جمعیت کشور مسلمان ایران از حداقل و کف رشد جمعیت کشورهای اروپایی و امریکا کمتر است.
آنچه امروزه به عنوان کنترل جمعیت و جلوگیری از زاد و ولد و خو گرفتن با روحیه ی آسایش طلبی در جامعه ی ما  فرهنگ سازی شده (علاوه بر افزایش سن ازدواج و آمار طلاق و ازدیاد فساد و فحشا)، مخالف متون اسلامی
(2) و مصالح ملی و امنیتی ماست .

« لازم به ذکر است که تاریخ جنگ و استعمار نشان می دهد که جنگ های تجاوز کارانه سه هدف غایی را دنبال می کردند 1- توسعه ی ثروت 2- اشغال زمین 3- افزایش نفرات .

در یک کلام هدف جنگ تجاوز کارانه افزایش دسترسی و سیطره بر منابع است و استراتژی لازم برای رسیدن به این هدف آن است که کنترل دشمن بر منابع را به حداقل برساند . بنابر این یکی از استراتژی های نوین جنگ ،کاهش و به عبارت دقیق تر کنترل جمعیت دشمن می باشد. پروفسر ژاکلین کاسون طی بررسی خود در کتاب جنگ علیه جمعیت نشان می دهد که کنترل جمعیت جهانی کاملا منطبق بر پارامتر های دکترین نظامی و یک جنگ تمام عیار است.

طی دهه هفتاد و در دوران هنری کسنجر پروژه ی مطالعاتی درباره تاثیر روند رشد جمعیت جهانی بر امنیت ملی آمریکا انجام شد. این پروژه روند فزاینده ی رشد جمعیت جهانی را بر خلاف امنیت ملی آمریکا دانسته است و به فکر راه حلی برای کاهش جمعیت کشور های دیگر از طریق همکاری با سازمان های بین المللی و ترغیب و اقناع رهبران کشورهای مورد نظر افتاد که البته تلاش های آنها در دراز مدت به موفقیت های بسیاری هم انجامید»(3)

-----------------------------

1- همان فرهنگ فرزند کمتر زندگی بهترکه در کشور ما اغازش به سالهای 69و 70 بر می گردد
2- "ربنا هب لنا من ازواجنا و ذریتنا قرة اعین" فرقان 74 ؛ ال عمران 38؛ مریم 3و4
"ان من سعادة الرجل ان یکون له الولد یعرف فیه شبه خلقه و شمائله" کافی ج1،ص306
"تزوجوا فأنـّی مکاثر بکم الامم غداً فی القیامة " من لایحضره الفقیه ج3،ص383
3- http://ruhbord.blogfa.com/post-15.aspx
-----------------------------

البته فیلم به زبان انگلیسی با زیر نویس عربی است برای همین برای کسانی که به این دو زبان اشنایی ندارند در ادامه مطلب ترجمه ی فیلم رو نوشتم .


ادامه مطلب
[ دوشنبه سوم بهمن 1390 ] [ 0:6 ] [ اندیشه1 ] [ ]

نسبت مافیای غرب و «جدایی نادر از سیمین»!


ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 21:58 ] [ اندیشه1 ] [ ]

رسانه ی ملی همچنان اشتباهات خود را تکرار می کند و اثاری بر علیه ارزش های انقلاب که وظیفه دارد در مسیر دفاع از ان ها تلاش کند می سازد و گویا در این راه گوش شنوایی برای راهنمایی های نصیحت کنندگان و نیرو های انقلابی ندارد برنامه های مفیدی مثل گره، راز و دیروز امروز فردا با ممنوع التصویر کردن ها وبی مهری ها به پایان برده شد

و برای رمضان، ان اثار تولید شد که با پرداخت غلط به مسائل ماورایی و بی محلی به نصیحت افراد خیرخواه فضای نامناسبی در میان جامعه و اذهان ایجاد کردند

که اگر این مسائل با عبرت گیری ِ صدا وسیما همراه بود چندان دل انسان را نمی سوزاند اما می بینیم که ساخت اثاری که ارزش های دینی را به چالش می کشند همچنان ادامه دارد

و اما این اخرین شاهکار

بگذریم از اولین قسمت تا ثریا و القاء فضایی مشکوک به ذهن مخاطب و بگذریم از تنزل روابط دختر پسری به سنین پایین و عادی کردن ان در صدا وسیما و بگذریم از برخورد خواهران و مادر پویا با او که قصد دارد روابط خود را به ازدواج بدل کند و بگذریم از رفتار اباحه گرانه ی خانواده عسل با او و بگذریم و بگذریم... اما از هر چه بشود گذشت از مظلومیت چادر در این فیلم نمی شود گذشت. صحنه ای که بازپرس کیفت مرگ پیرمرد را از ثریا می پرسد و ناگهان ثریا به خاطر می اورد که سرهنگ پایش به چادر گیر کرده و او چادرش را کشیده و قتل عمد شمردن این حادثه چه می تواند معنا دهد جز اینکه برای مخاطب که با ثریا همذات پنداری میکنند این فکر را به وجود اورد که ای کاش ثریا چادری نبود و هر چه بدبختی اوست از چادر برایش حاصل شده

ممکن است کسی اعتراض کند و بگوید که نباید اینگونه مسئله را بزرگ کرد، کارگردان فقط خواسته حادثه ای ساده را که احتمال وقوعش نیز هست به تصویر بکشد همین و بس اما در جواب باید بگویم هر فیلمی تشکیل شده است از نمادها و پیام ها و هر حادثه و هر اتفاقی که در قاب دوربین رخ می دهد پیامی با خود دارد و ممکن نیست این ویژگی نمادی بودن را از فیلم جدا کرد.

هر صحنه ای که کارگردان در فیلم می گنجاند با قصد و عمد و بدون تصادف حامل پیامی و القائاتی در ناخوداگاه افراد است پس چگونه می توان جفا به حکم خدا و یادگاری مادر را در رسانه ی ملی توجیه کرد؟!!

 

[ پنجشنبه بیست و نهم دی 1390 ] [ 21:15 ] [ اندیشه1 ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گفت می خواهم بدانم کیستی
گفتمش آقای من سید علی است
نويسندگان
ایران رمان